هفت قفل سه ساله شد(سرمقاله)
جمال يزداني
1- سه16 آذر بر «هفت قفل» گذشته است و حالا در هفدهمين شماره وارد چهارسالگي ميشود، شايد اين تعبير را به ذهن بياورد كه آيا «هفت» قفلِ جنبش دانشجويي همچنان كه زمان ميگذرد، هنوز باز نشده است؟ در واقع او(جنبش دانشجويي) هنوز نسبت خود را با توجه به شرايط موجود، با انقلاب و آرمانهاي آن مشخص نكرده است.
2-شايد قديميترها يادشان باشد كه هفت قفل در اولين برخورد با مخاطب، چهرهاي گريان از «شهرام جزايري» را ارائه نمود، چهرهاي كه شايد نشان از حركت جدي نظام در مبارزه با فساد اقتصادي بود. حركتي كه با پيگيري رهبري عليالخصوص فرمان هشت مادهاي و پيام6/8/81 آغاز شده بود.
«هفت قفل» واكنشي بود از تعدادي بچه بسيجي در مقابل آنچه كه رهبري در پيام به عنوان مطالبه عدالت از مسئولين خواسته بود. اما نميدانست كه سه سال بعد بايد چهرهاي خندان از «شهرام جرايري» را به مخاطب نشان دهد. چون با يك جنبه جديد از فساد آشنا شده بود. فساد در مبازره با فساد.
3-پيگيري يك آرمان و تبيين جنبههاي مختلف اسلام ناب توسط نشريه، علاوه بر اينكه تبديل به يك ادبيات شد، بلكه آن را به فرهنگ نيز تبديل نمود. رسانه در بسط و تعميق يك انديشه ضروري است و اين تاثير فقط در حيطه نظري نيست بلكه در عمل فرد نيز تاثيرگذار است.
4-نيروسازي يا به تعبيري توليدِ مثل فرهنگي اولين تاثير مشهود يك رسانه عليالخصوص نشريه است. البته استمرار در انتشار نشريه و جدي گرفتن آن توسط صاحبان نشريه شرط لازم است. در واقع هفت قفل در صدد آن بوده است كه صاحب فكرهاي عامل بتوانند از خود اثر مكنوب ارائه كنند، و اين مكتوب كردن، هم ميزان توانائيهاي يك نيرو را نشان ميدهد و هم او را در معرض نقد و محك جدي در افكار و در عمل قرار ميدهد. بدين ترتيب نيروهائي توليد شدهاند كه خواسته يا ناخواسته ادبيات شما را دنبال ميكنند يا حداقل در آن فضا گام برميدارند.
5-نحوه مطالبه آرمانها و برخورد با حكومت و مسئولين دومين اثر رسانهاي چون هفت قفل است. هفت قفل، تلاش نموده است تا در اين مدت چگونگي مطالبه آرمانها و نقد عملكردها را تبيين نمايد. اين راهكار چند تاثير مشهور داشت: يكي فضاسازي و فشار بر افكار عمومي است براي اينكه نظارتي مستمر و نقدي شفاف بر فعاليتهاي حكومت وجود داشته باشد و مردم بتوانند خواستههاي بحق خود را مطالبه نمايند. علاوه بر اين فشار بر مسئولين براي انجام صحيح فعاليتها و يادآوري آرمانها فراموش شده انقلاب و امام، نيز از ثمرات اين راهكار است. ما بارها اثرات مطالب نشريه را بر عملكرد مسئولين شاهد بودهايم.
برخي به هفت قفل اعتراض ميكنند كه صرفا نگاه انتقادي و سياهنمائي به مسائل دارد. توضيح اين مطلب را موكول به مقالهاي ديگر ميكنيم اما در همين مجال كوتاه بايد اشاره كرد كه نگاه انتقادي به به مسائل نيز خود ارائه راهكار و پيشنهاد است، گرچه اين منافاتي با ارائه جنبههاي مثبت و راهكار دادن ندارد. همان طور كه نشريه تا بهحال بدين روال بوده است. در هر حال رسانه در يك جامعه بايد به گونهاي باشد كه مسئولي جرأت دست از پا خطا كردن را نداشته باشد.
6-پرهيز از نگاههاي ژورناليستي و غير اولويتدار به مسائل جامعه و روز، نيز از تجارب چند ساله نشريه است. اينكه ما نبايد ديد سطحي و مبتذل به مخاطب بدهيم يا بهخاطر جذابيت كاذب نگاه ژورناليستي، حقيقت را قرباني كنيم. البته قلم ژورناليستي كاملا با آن نگاه متفاوت است. ژورناليسم قواعدي دارد كه اگر درست و بجا از آنها استفاده شود. اتفاقا تأثيرگذاري را چند برابر ميكند. در هر حال آنچه كه يك نشريه دانشجويي بدان نيازمند است يك نگاه آرماني بهعلاوه عقلانيت است.
7- تمام مقدمات و تجربيات بالا، كه در نشريه هفت قفل دنبال شده است، ميتوان به كليت جنبش دانشجويي تعميم داد. جنبش دانشجويي بعد از گذشت بيست و اندي سال از انقلاب هنوز به عنصر «رسانه» توجه جدي نكرده است. كاركردهايي كه يك رسانه دانشجويي در پيشبرد، انسجام و قدرت اثرگذاري در جامعه، (اعم از نشريه، سايت و...) ميتواند داشته باشد-كه به بعضي مصاديق و راهكارهاي آن اشاره شد- انكارناپذير است.
در شرايط كنوني نگاه مردم(به عنوان هدف و مخاطب مكتب، حكومت، علوم و...) به دانشجو يك نگاه تزئيني و اشرافي است. در حاليكه مردم از قشر نخبه و تحصيلكرده انتظار تغيير در شرايط زندگيشان دارند. داشتن يك رسانه مستمر، در شفاف كردن آرمانهاي جنبش دانشجويي هم براي مردم و هم براي خود جنبش مؤثر است.
وقتي مردم بدانند، دانشجوها نيز به دنبال خواستهها و مطالبات واقعي آنها هستند، وقتي مردم احساس كنند ناظر مستقل و آزادهاي چون دانشجو بر حكومت و زمامداران وجود دارد، آن وقت است كه ميتوان گفت جنبش دانشجويي دين خود را به مردم و انقلاب ادا كرده است.
